از حرکت دسته عزاداری هیئت رهروان حضرت علی اکبر (ع) تا اقامه عزای خانواده جمعیت هلال احمر قم، در سوگ سید و سالار شهیدان
گزارش// پایان کابوس بحران آب و خشکسالی با اتحاد جوانان هلال احمر
مجمع عمومی کانون های دانشجویی قم تشکیل جلسه داد
دسته عزاداری هیات رهروان حضرت علی اکبر ع جوانان جمعیت هلال احمر قم در هشتم محرم اقامه ی عزا می کند

از حرکت دسته عزاداری هیئت رهروان حضرت علی اکبر (ع) تا اقامه عزای خانواده جمعیت هلال احمر قم، در سوگ سید و سالار شهیدان

ایام محرم حسینی که فرا می‌رسد آسمان و زمین بر غم بی یاوری حجت خدا ندبه می‌کنند، در این راستا و به سنت سال های گذشته، مراسم معنوی عزاداری جوانان، داوطلبان و امدادگران جمعیت هلال احمر قم در رثای سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش برگزار شد.

گزارش// پایان کابوس بحران آب و خشکسالی با اتحاد جوانان هلال احمر



از آنجا که کشور ما ایران هم اکنون در حال تجربه مشکلات جدی و بحران آب است. کمبود آب و خشک‌سالی‌های مکرر توأم با برداشت بیش از حد آب‌های سطحی و زیرزمینی وضعیت آب کشور را به سطح بحرانی رسانده‌است. و از نشانه‌های این وضعیت خشک شدن دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و تالاب‌ها، کاهش سطح آب‌های زیرزمینی، فرونشست زمین، تخریب کیفیت آب، فرسایش خاک، بیابان‌زایی و طوفان‌های گرد و غبار بیشتر است.

مجمع عمومی کانون های دانشجویی قم تشکیل جلسه داد


سومین جلسه مجمع عمومی کانون های دانشجویی استان قم در مرکز امور جوانان هلال احمر برگزار شد.

دسته عزاداری هیات رهروان حضرت علی اکبر ع جوانان جمعیت هلال احمر قم در هشتم محرم اقامه ی عزا می کند



مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان قم خبر داد: دسته عزاداری هیات رهروان حضرت علی اکبر علیه السلام جوانان جمعیت هلال احمر قم از جمعیت هلال احمر به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (ص) اقامه عزا می کند.

جلسه اعضای مجامع کانون دانشجویی و نمایندگان شرکت آب و فاضلاب و توزیع آب استان قم در خصوص بحران آب برگزار شد




جلسه هم اندیشی بحران آب با حضور نمایندگان شرکت آب و فاضلاب استان قم و توزیع آب منطقه قم و معاون و کارشناسان و اعضای معاونت امور جوانان هلال احمر استان قم برگزار شد.

« »
صفحه ما در اینستاگرام Instagram
فیلم ها

 

 

دل هایی که در میان مهربانی کودکان مناطق زلزله زده استان کرمانشاه جا ماند.

از همان لحظه ای که مطلع شدم بعنوان عضوی از تیم حمایت روانی سحر قرار هست به مناطق زلزله زده کرمانشاه، برویم هم یک حس شادی درونم بوجود آمده بود و هم یک حس نگرانی… شادی برای اینکه میتوانستم همراه تیم برای کاهش الام مردم به مناطق زلزله زده برو م و بعنوان یک عضو کوچک خدمت کنم و از طرفی هم نگران این بودم که آیا می توانم با حضور در آن صحنه ها قطعا دلخراش طاقت بیاروم؟…

اندیشه در پاسخ این سوالات تا مقصد همراه من بود، اما تا وارد اولین روستا شدم و کودکان آن روستا برای بازی گروهی به دور ایستگاه دوستدار کودک و تیم ورزشی و فرهنگی سحر قم تجمع کردند، کلی انرژی مثبت به همه ما منتقل شد که باعث میشد با تمام تلاشم در پی شاد کردن دل اآن کودکان باشیم.

از دختر کوچک و زیبایی به اسم ستایش که کلی باهم گفتیم و خندیدیم و نقاشی کشیدیم و با عروسک دستی من حسابی حرف زد اما مادرش می گفت: هر شب تو خواب با ترس بلند میشه و جیغ میزنه و کلی گریه میکنه تا خوابش ببره ولی الان شاده، تا اون اسراء کوچولویی که پیش ما نمیامد و گریه میکرد اما تا لباس غنچه های هلال را بر تنش کردیم آرام شد و درکنار سایر کودکان مشغول به نقاشی شد.

یادش بخیر، روستاهایی که بچه ها بعد از کلی بازی، موقع رفتن دست ما را میگرفتند و می گفتند: تو رو خدا نرو، بمون باهم بازی کنیم و من نمیدانستم در میان راه رفتن چه کنم که دل کوچکشان نشکند؛ و در آخر با کلی حرف باید متقاعدشان می کردم که باید بروم و آنها هم مهربانانه راضی به رفتن ما میشدند،  اما دل خود ما پیش کودکان جا می ماند…

به یاد دارم، سرپرست خانواده ای که میگفت: بعد از کلی خرج کردن برای خانه کوچکمان هر آنچه بود، در یک دقیقه جلوی چشمم نابود شد… دختران دبیرستانی که بعد از مسابقه طناب کشی و وسط بازی به قدری شادبودند و از حضور ما تشکر کمی کردند که واقعا دیدن این همه لحظه های خوب در روزهای تلخ، علاوه بر آرامش بخشیدن به دانش آموزان باعث تقویت روحیه خود ما هم می شد.

روستایی که مردمانش بعد از یک ماه هنوز سرویس بهداشتی و حمام مناسبی نداشتند و اما من فقط میتوانستم گزارش این کاستی ها را به مسولان بدهم چون کاری از دستم بر نمی آمد.

فراموش نمی کنم مهربانی مادر پیری که تمام زندگیش شده بود یک چادر و چند وسیله داخلش، اما بازم روحیه مهمان نوازی و خونگرمی اش پابرجا بود و اصرار میکرد که ما را به داخل چادرش ببرد تا حداقل استکان چایی برای تشکر از حضور و سرکشی به ما تعارف کند. و مادری که روی من را میبوسید و تشکر میکرد که آمده ایم و باعث شادی کودکانش شدیم.

تک تک این لحظات هم دلم را به درد می آورد و هم باعث بیشتر شدن انگیزه و روحیه برای خدمت رسانی به مردم می شد. امروز بازگشته ایم به شهرهای خود و امیدوارم حتی برای چند ثانیه هم که شده توانسته باشیم خنده ای از ته دل روی لب های مردم آورده باشیم.

الهام قنبری_عضو تیم سحر جمعیت هلال احمر استان قم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۰۳
محمد مصباحی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی